نقش آموزش در توسعه کارآفرینی صنایع دستی ایران

Rate this post

نقش آموزش در توسعه کارآفرینی صنایع دستی ایران

 

در نیم قرن گذشته صنایع دستی به عنوان یکی از زمینه های فعالیتهای فرهنگی اجتماعی و اقتصادی در جوامع مختلف عامل بسیار مؤثری در توسعه همه جانبه کشورهای در حال رشد به ویژه در مناطق روستایی شناخته شده است. نگاهداشت این ارزشها و سنتهای گذشته که همان احیای صنایع دستی است به عنوان دومین منبع درآمد جمعیت بزرگ روستاییان پس از کشاورزی به حساب می آید. صنایع دستی ایران با آثار آشنا، زیبا، دوست داشتنی و بعضاً دردانه خود هنری است ملی و مهم از ارزشهای متعالی دینی که ریشه در تاریخ فرهنگ و تمدن کهن ایران دارد . صنایع دستی مجموعه ای از هنر-صنعتهایی اطلاق می شود که به طور عمده با استفاده از مواد اولیه بومی و انجام قسمتی از مراحل اساسی تولید به کمک دست و ابزاردستی ساخته می شود که در هر واحد از آن ذوق هنری و خلاقیت فکری صنعتگر سازنده به نحوی تجلی یافته و همین عامل وجه تمایز اینگونه محصولات از مصنوعات مشابه ماشینی و کارخانه ای است

آموزش، کلیدی ترین نقش در توسعة کارآفرینی هنری :

ماهیت صنایع دستی، میراث فرهنگی است و می توان صنایع دستی را جزو میراث معنوی برشمرد. ساختار اقتصادی دنیای امروز با گذشته به طور اساسی تفاوت دارد. شاخص های سخت افزاری و دارایی های مشهود که در گذشته در جایگاه یک بنگاه اقتصادی نقش تعیین کننده داشت، جای خود را به نوآوری، ابداع، خلق محصولات جدید و دارایی های نرم افزاری داده است.  اگر در گذشته ثروتمندترین افراد دنیا آنهایی بودند که منابع مالی بیشتری در اختیار داشتند نظیر راکفلرها، امروز ثروتمندترین مردم دنیا فردی دانشمدار و کارآفرین مانند بیل گیتس مدیر شرکت مایکروسافت در آمریکاست. لذا توسعه اقتصادی دنیای امروز بر پایه نوآوری و خلاقیت و استفاده از دانش استوار است. این اقتصاد را اقتصاد مبتنی بر دانش یا اقتصاد دانش محور می گویند. تولید علم و دانش، بهره گیری از دانش و گسترش آن در سطح جامعه در تمام زمینه های اجتماعی توانمندی و قدرت ایجاد می کند. کشورهایی که بخش فراوانی از تولید علم و دانش را به خود اختصاص داده اند، از نظر صنعتی توسعه یافته و از توان اقتصادی و سیاسی بالایی برخوردارند. بدیهی است تولید علم و دانش جز از راه تحقیق حاصل نمی شود. رابطه سرمایه گذاری در امر تحقیقات و تولید علم و رابطه تولید علم با توان اقتصادی و سیاسی کشورها یک رابطه مستقیم است. به کارگیری دانش و مدیریت در هر جامعه زیربنای نوآوری و خلاقیتهاست؛ بنابراین لازمه رشد اقتصادی در دنیای امروز، توسعه مراکز تولید دانش، فنّاوری و مهارتهای فنی است که مهمترین آنها دانشگاهها و مراکز تحقیقاتی هستند. دانشگاهها و مراکز هنری به عنوان رکن اساسی در توسعه همه جانبه کشور باید از هر نظر مورد حمایت قرار گیرند و محققان و اساتید باید از جایگاه ویژه ای برخوردار باشند تا با آسایش خیال قادر باشند نیروهای جوان و طالب علم کشور را اهل فکر و نظر، نوآور و خلاق پرورش دهند. در دنیای امروز بزرگترین سرمایه های یک بنگاه اقتصادی در زمینه هنر، نیروهای اهل فکر، یادگیرنده و خلاق آنها هستند و این نیروها کسی جز کارآفرینان هنری نیستند. با توجه به سطح فرهنگی، روابط اجتماعی، نظام آموزشی هنری، نوع حمایتهای دولتی، زیرساختهای اجتماعی، دسترسی به سرمایه های خطرپذیر، مهارتهای کسب و کار و سطح فناوری، سطح کارآفرینی در بین کشورهای مختلف بسیار متفاوت است.  اگرچه افزایش فعالیتهای کارآفرینی هنری باعث رونق و توسعه اقتصاد ملی هر کشور می شود اما این رابطه یک رابطه خطی با شیب یکسان نیست. کارآفرینی دارای سطح بالاتری بر اساس فرصتهاست. در کشورهای واردکننده صنایع پیشرفته، سطح کارآفرینی اغلب پائین و فعالیتهای کارآفرینی بر اساس ضرورتها شکل می گیرد . در دنیای امروز که فناوری به سرعت تغییر می یابد، کارآفرینان چه در بعد فردی یا سازمانی آموختن و پیوسته آموختن را در اولویت قرار داده و می دانند امروز آن دورانی که مهارتی را در مدرسه یا بازار می آموختند و تا پایان عمر از آن استفاده می کردند، به سر آمده است و سازمانهای توسعه ای و کارآفرینان یادگیری دائمی را به عنوان یک ویژگی در خود نهادینه کرده اند تا بتوانند با بهره گیری از دانش در هر فرصت مناسب محصولی جدید با خدماتی نو و قابل رقابت به بازار ارائه دهند. قطعاً اکنون یکی از دغدغه های اساسی در کشور، ایجاد اشتغال مولد برای جوانان است؛ بنابراین باید با برنامه ریزی دقیق، بستر لازم را فراهم کرد تا یادگیری و خلاقیت در جامعه به یک فرهنگ تبدیل شود.

 

بخشی که خواندید قسمتی بود از مقاله ”  نقش آموزش در توسعه کارآفريني صنايع دستي ايران ”

تهیه و گردآوری :  جناب آقای دهدهجاني جواد

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.